سلام به دوستان
Sunday, July 11, 2004
Monday, June 07, 2004
بلوچ خان در عهد صغر
بلوچ خان را ولادت در عهد پر عظمت انقلاب اتفاق افتادی و هیچ گاه به دوره شاهان قبل وی را زندگانی حاصل نگردیدی. چنانکه ایشان علیه الرحمه می فرمایند:
چنین یادم آید ز دوران خرد که هرگز ندیدم شهنشاه گرد
ولادت وی همه نوری بود که بر عوالم هستی بتابیدی و جهان به قدوم مبارکشان روشن گردیدی و این همه در سال 1364 هجری شمسی حاصل آمدی. که خود انقلاب را 7 سال عمر بر گذشته بودی. واما بدو نبوغ ایشان از دم تولد به چند سال آن سو تر آغاز گردیدی . از آن زمان که عمر مبارک بر 4 سال بودی همه عقل بودی اندر سرش و دیگر حاجت به کلاه نداشتی چه سر زمین و زمان کلاه می گذاشتی و کس را طاقت مواجه نبودی. و نشنیدی که فرمود:
سپاهی زگردان کوچ وبلوچ نشستند و خوردند یک بچه قوچ
نه از دین و ایمان نه از مکر خویش به مکران و سرحد نبودی چو میش
چنین است رسم سرای بلوچ بلوچ خان مسکین دوای بلوچ
آری این پسرک 4 ساله 40 ساله را بفریفتی و لقمه نان وی را بستدی و وعده سر خرمن دادی که فلان انبازم به خواش است و فلان متاعم به پهره. شر در ذات وی چنان مستولی بودی که از پی ادب همراه بی ادبان شدی و چنین گفتی:
ادب نیست مارا فدای ادب نباشد جهان را چو جای ادب
به مکران و سرحد نشستم بسی ندیدم بجز فقر بای ادب
و این برگذشتی تا این اعجوبه خلقت را سن به 5 رسیدی و خود شرحی دارد 70 من کاغذ آن بی ادبی ماضی و این لجاجت حال . چون بلوچ خان جیغ برکشیدی چنان بانگ زدی گویی تیغ از نیام کشیدی.
زجیغم جهان را نباشد ملال چو دانند مردی به جیغ است وقال
رها کن جفنگی که گویی دراز که یک جو نیرزد دو من حرف غاز
و چنین بگذشتی سالی دگر و چون به 6 رسیدی خود به کمال نبوغ رسیدی و آزمایش بسیار در علوم مادی نمودی و البته مکاشفتی چند در علوم حالیه داشتی و معنای را به ملک وجود در نوردیدی و می گفتی:
صفای دو عالم به جان بلوچ چو باشد سراوان مکان بلوچ
نگاهی به سر کن که تا پای ما بیابی به حکمت روان بلوچ
Friday, June 04, 2004
بنام خداوند جان وخرد
این صفحه رو به معرفی خودم افکار و عقایدم و خلاصه هر چی ایده بیست توی مخ خالی ام هست اختصاص دادم. خوب می بینید که آدم چقدر حریصه. 10 وبلاگ زدم نه که مفته می خوام 20 تای دیگه بزنم شاید هم بیشتر. ایرانی جماعت خدا نکنه یک چیز مفت گیرش بیاد. اگه خوردنی باشه می ترکونه خودشو. حالا بگذریم از اینا من مایکل مور کارگردان معروف آمریکا ، دارنده جایزه نوبل و سازنده فیلم های سیاسی ضد آمریکایی نیستم . حالا مگه طرف کی هست این همه بادش کنیم همین مهدی نجار پیشه خودمون توی زابل خراب شده که بهتر کارارو می گردونه نه عزیزم من اسامه بن محمد بن لادن میلیونر فراری عرب که ادعای جهاد فی سبیل الله داره و ... هم نیستم . عجب ناکسی شدیم ما هی خودمون رو با معروفا مقایسه می کنیم شاید یکی فکر کنه معروفیم. آخه یکی نیست بگه بچه ول کن این جفنگیات عهد ناصر میرزا رو آدم باش . مگه نخودم جزو میوهاست بابا نخود سبزی آشه. حالا خدا وکیلی من نخود هر آش نیستم شما بگید. بگو سوادت کجا بود با کدوم اطلاعات علمی اومدی مثلا وبلاگ زدی. هی فیس کن هی افاده کن هی افه بیا . تاریخ بلوچستان. اصلا تا حالا بلوچ دیدی. نه جون شاه عباس بلوچ دیدی. کوتاه هم که نمی یای من بلوچ خان ... اصلا می دونی بلوچ خان کی بوده چکار کرده یا نه همینطوری زدیم و شدیم بلوچ خان. نمی دونم خواب دیدم جن دیدم پری دیدم شدم کی بلوچ خان که حالا بلوچ مونده من بیام جورشو بکشم خاک بر سرت با این وبلاگ زدنت. اين هم شد وبلاگ. برو ببين عبدالقادر جي زده يا بامداد خمار يا اون پسره ناصر مسيحا نفسي در آينده قصد دارم همشون رو بهتون معرفي كنم ضعف ها رو اول بگم و بعد اگه حسني بود مي شه گفت
Wednesday, June 02, 2004
بلوچ خان
شهر خاش در شهرستان خاش و در استان سیستان و
بلوچستان واقع است .تاریخچه اسکان در این شهر بطور دقیق بصورت نوشتار
ثبت نگردیده ولی انچه از اقوال سالخوردگان شهر و کتب خانه اذهان آنان بر می اید
.چنین به نظر می رسد که اسکان در این شهر به ادوار قبل از اسلام باز میگردد. شهرخاش
تاقبل از زمان نادرشاه بعلت ناامن بودن منطقه اعتبار چندانی نداشت در زمان نادرشاه
تصمیم به ایجاد امنیت و سرکوب راهزنان گرفته شد به همین علت نادرشاه میربایی خان را
به حکومت آنجا منصوب کرد میر بایی خان قلعه ایی در میان آبادی بنا نمود و شروع به
آباد کردن شهر نمود. پس از کشته شدن نادر شاه انگلیس ها فرصت را مغتنم شمرده و وارد
منطقه خاش شدند. خاش شهر حماسه مدافعان سرحد خلیل خان گمشادزهی و جیندخان
یاراحمد زهی و جمعه خان اسماعیل زهی است. تا مدتها حکومت شهر خاش در دست خوانین
ملوک الطوایفی کرد بود که آخرین نامه مستند از آن نامه ای است که فرمانفرما نوه
فتحعلی شاه قاجار به عبدالکریم خان کرد نوشته است. گرچه پس از آن تا زمان محمد حسن خان کرد قلعه خاش در
اختیار اکراد بوداما از قدرت ونفوذ آنها تا حدی کاسته گردید. بدین ترتیب با حمله
رجینالد دایر افسر ارشد انگلیسی این قلعه بدست انگلیس افتاد. و سردار عیدو خان ریگی
رییس طایفه ریگی بر آنجا تسلط پیدا نمود و سه قلعه دیگر بنامهای کمال آباد حیدر
آباد و ناصری بنا نمود. جانشینش تا سالها بعد از آن بر آن حکومت می کردند. در زمان
رضا شاه طایفه جمالزهی به صورت عشایر در اطراف قلعه شهر زندگی می کردند با آمدن تیپ
خاش و استقرار انها در محل قلعه این طایف به منطقه آب ترش کوچ کردند

